تبليغاتX
...βŁαςƘ ..ЯÉd.. GiЯl...

                

    نباید رو بهترین کسی، توی بدترین جاها حساب کنیم..!

 

 

امشب از اون شبهاییه که

 دلم

هوای آغوش دارد

آغوشی مهربان و پذیرا

بدون هیچ حرف مفتی..!

افسوس ...

آه ه ه ه

افسوس که جز پاهای بغل کرده ام

 مهمان دیگری ندارم

+ تاريخ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 21:24 نويسنده yasna |
زانو نمی زنم....حتی اگه سقف آسمون کوتاه تراز قد من باشه

+ تاريخ یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 18:0 نويسنده yasna |

heehhhhh che jaleb taraf cheshasho baz nemikone ke az khordade shoroo kardam bad zer mizane az azar!!!!!jaleb injast ke faghat balade zer bezane....AJAAAAAAAAAAAAAB!

khob hala bache bebin chy bet migam felan ke mibinam u copy kardy !!!!manam chon nemikham eine to ghorbaty basham avaz kardam...hala man baiad begam be in  adam GAV ya na?!!!!taraf nemidoone weblog ba w neveshte mishe minevise veb bad eda shakh boodan dare bishin bache man sad ta eine to ro be ja goore khar rah rah mikonam midam.........dokhi to khodetam bokoshy dar hade ane manam ni3ty GoT iT?

ye chize dige man hamishe say mikonam bar khorde avalam khoob bashe hata age taraf bem fosh bede hehhhh manam ba ehteram besh goftam hala bar farz ke eine ham shode man ozr mikham taraf mese sag pache migiry...AJAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAB

be adam naboodanet shak nadaram yaghin daram adam ni3ty!!!!!!


inam addresse webloge in dokhie G*A*V":http://3fido30yah.blogfa.com

.......................................................................................................................

bebin dokhi ba to am copy kardy no0she jo0net hala ham har ghalaty mikhay bokon man be u kar nadashtam va nakhaham dasht na bf na do0stam ro goftam ke bian bet chizi began ...dafe badam nabiinam in tarafa peidat beshe ha!!!goT iT?

dar zemn man chizi ke taghir dadam just onvanam bood hehhhhh barat moteasefam

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 16:15 نويسنده yasna |

شبای تابستون که میشه میشم روح سرگردان خونه ...

هدفون رو میذارم تو گوشم و توی تاریکی شب شبح وار میرقصم ...

خیلی وقتا شده که خانوادم فکر کردن دزد اومده ... خیلی وقتا شده که بابا یهو با پیکر رقصان من توی تاریکی رو به رو شده و به این فکر کرده که کجای کارش اشتباه بوده ... که من اینجور خل شدم :) ولی من همچنان به شبح سرگردان بودنم ادامه میدم ....

تو تاریکی میرقصم و احساس میکنم خوشحال ترین رقاصه دنیام ...

اما دیشب متفاوت بود ...

هدفونو که گذاشتم توی گوشم دیگه دلم اهنگای راک نمیخواست ...

دلم آرامش میخواست ... لایت و عاشقانه ...

نمیدونم چی بگم ... فقط میدونم حدود ۳ ساعت پشت سر هم این اهنگ رو گوش کردم

توی این سه ساعت چرخیدم عین پر توی هوا... رقصیدم .... عاشق شدم و نهایتش خواستم توی اوج اون لحظه که توی بغل خوشبختی بودم بمیرم :)

دیشب شب معرکه ای بود :)

نخواستم این خوشبختی رو تنهایی داشته باشم

پس اهنگو دانلود کنین ... عاشق بشین ... و نوازش خوشبختی رو روی اندامتون حس کنید :)

این از اون اهنگ هاست که باید قبل از مرگ گوش کرد :)

حالانميدونم چراازاين آهنگ خوشم اومدديشب .....هوووم توحس بودم ديگه.......حالا به سليقه ديشبم مي خندم!

http://s1.picofile.com/file/5104492245/MahPishano.mp3.htm


l

+ تاريخ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 21:7 نويسنده yasna |

همه چیز رو به راه است

همه چیز    آراااااام    آراااااام    باورم میشود...

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم   " با یک آرامبخش"

تو نگرانم نشو!

همه چیز را یاد گرفتم

راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفتم

یاد گرفتم چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفتم چگونه هق هق گریه هایم را با بالشم خفه کنم

تو نگرانم نشو

همه چیز را یاد گرفتم

یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی

یاد گرفتم نفس بکشم... بی تو... و بیاد تو

یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن

و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم

تو نگرانم نشو

همه چیز را یاد گرفتم

یاد گرفته ام که بی تو بخندم...

یاد گرفته ام که بدون تو گریه کنم... بدون شانه هایت

یاد گرفته ام که دیگر عاشق نشوم

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم...

و مهمتر از همه یاد گرفتم زنده باشم و باخيالت زندگی کنم

+ تاريخ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 21:5 نويسنده yasna |

نگاهی عمیق به تقویم سر رسیدش

  فهمید وقت تفریح سر رسیده

سر درگم ، تو کوچه ها سرگردون

کاش میشد خدا قدیمارو برگردونه

گذشته هایی که تو زمان حال مرده

جوونی که تو چشماش یه فرد سالخورده

و اون قربانی منم که حالا تقریبا باختم

از آدمای اطرافم اهریمن ساختم

از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم

انتظار داری دیگرانو اهریمن نبینم؟!

عشقو از کجا ببینم من با دو تا چشم؟

به ما که رسید ، دنیا دهن باز کرد

دردو ریخت رو سرم و منو بر انداز کرد

من تو دلم از شما داشتم تصویر با هم

تیکه پاره شدم از این تصمیم نا حق

وقتی دنیا اینو میخواد که مخصوصا بسوزم

چیکار  کنم؟ دلمو با نخ سوزن بدوزم؟

این دفعه منم که دارم شما رو نصیحت میکنم

من یه مردم که دارم دائما وصیت میکنم

یه بارم دنیارو از نگاه من ببینین

 یه بارم شده پای صدای من بشینین

بیاین به خاطر من یه راه حل بچینین

  بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم

یه بار ، دنیارو از نگاه من ببینین

 یه بار ، یه بار پای صدای من بشینین

بیاین به خاطر هم یه راه حل بچینین

بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم

میخوام بدونم شما چه کاری برام کردین؟

 به جز اینکه فردای منو خراب کردین؟

نمیخوام برم پی مواد و خلاف سنگین

 ولی به خدا یه خط صافه نوار مغزیم

نه ناله نه داد و هوار نداره تاثیر

دوای شبای تباهم تمام مستی

منو یادتون رفته خیلی حواس پرتین

امید منو شما نقش بر آب کردین

من دیوانه وار تشنه ی نوازشم

نمیخوام منو دعا کنین تو نماز شب

تو خواسته هام و همه ی نیازارو دیدی

  بگو جواب این فرزند بی آزارو میدی؟

بابا تو بت منی ، یعنی تو خود منی

حال میکنم وقتی میبینم دور همیم

بدون شما ، تنهام و دریغ از یه دوست

  به خودم میگم که تو آتیش حقیقت بسوز

یه بارم دنیارو از نگاه من ببینین

یه بارم شده پای صدای من بشینین

بیاین به خاطر من یه راه حل بچینین

بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم

یه بار ، دنیارو از نگاه من ببینین

یه بار ، یه بار پای صدای من بشینین

بیاین به خاطر من یه راه حل بچینین

یاین دستامونو در کنار هم بگیریم

خیلی وقته این سوال ، توی مغزمه از قدیم

چرا؟ چرا رفتین تو اون محضر لعنتی؟

سوال که نه ، کلی عقده تومه

 که توی شبای تنهایی مثل جغد شومه

من یه جوون ضعیفم دلم بی طاقته هنوز

چرا اینجام وقتی نداشتین لیاقت منو؟!

باشه ، بالا سر منم یکی هست ببین

 منو از خدا گرفتین میخواین به کی پس بدین؟

به این جماعت گرگ؟ این امانت توست

مادر این ثمر بیداری شبانته خوب

چقد جلوی دیگران بخوام راز داری کنم؟

چقد من توی دستای شما پاس کاری شدم؟

چقد از ترس بعد جدایی توهم بگیرم؟

 چقد دیگران منو به چشم ترحم ببینن؟

منو ببین ، یه بیمارم یه بی تاب یه غریب

/ بچه نیستم واسه گریه هام یه تیتاپ بخرین

مادر قصه هات بودن واسه ما دوای درد

آخرش میمردن همه ی آدمای بد

با طلاق شما منم میشم آدم بده

بیا خوبی کن و بد بودنو یادم نده

ه ه ه ه ... نه که فکر کنین تو این قصه بد شدم
نه ... اصلا شاید نباید این حرفارو میزدم! ... شاید جدایی تنها راه نجات زندگیتونه! ... هه
شاید به جایی رسیدین که نمیتونین با هم ادامه بدین
شایدم ... ه ه ه ه .... نمیدونم!

+ تاريخ جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 22:28 نويسنده yasna |

نمیدانَم مـ ـَن زیاد غصـ ه میخورَم ،

یا تو زیاد دوری..

که چشمانـ ـَم دیوانـ ـه وار بارانـ ـِ است...

این قصـ ـه با ما تکرار شـ ـُد ،

که سُـ کوت همیـ ـ شه علامـَ ت رضا است..

به خُـ ـدا سکـ ـوت درد اسـ ــت

وقــتی نمیتوانی فریاد بزنـ ـی حرف های درونـ ـَت رو..

سکوت آغـ ـاز یک فریاد استـ ـ..

آرامـ ـِ ـش قَـ ـبل از طوفان...

امروز نمیدانـ ـَم چرا همه چیـ ـزَم کابوس بود..

تو خواب کابـ ـوس..

بیداری کابـ ـوس..

وقـ ـتی نیستی به خدا دیگـ ـه ساعت ۳ظهـ ـر هم  مـ ـَنگ خواب نمیـ ـشم!

تا خود ۶بیـ دارَمــ..

این حـ ـَرف هام فقط با خودَم بود..

باوَر کن!..

دیگـ ـه به یآوهــ گویـ ـی عادَت دارم

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 11:10 نويسنده yasna |

مخاطب خاص:

آدمی غرورش را خیلی زیاد .
شاید بیشتر از تمام داشته هایش- دوست می دارد
حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد ،
چه قدر دوستت دارد !
و این را بفهم آدمیزاد !

يسنا(ن.ر.س)            

+ تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 17:51 نويسنده yasna |

آرزوهايم رانه به حباب آرزوهايت ونه به قاصدك هوس هايت مي دهم

بلكه آن را درگوش آسمان زمزمه مي كنم تاشايد آسمان بگريدومرواريدبارانت كنت اين گونه شايد فرجي شودوبه حرف بيايي!!!

همين وبس......

يسنا(ن.ر.س)      90/4/15

+ تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 15:9 نويسنده yasna |
dobare sib bechin hava man khaste am begozar az inja ham birooneman konan......


+ تاريخ سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 12:11 نويسنده yasna |
احساس یک پرانتزی را دارم که تمام اتفاقهای خوب دنیا بیرون از من اتفاق می افته ...

+ تاريخ دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 14:52 نويسنده yasna |
emroooozzzzzzz ye heseeeeeeee ajiiiiiiiibyyy darammm ....hamin

+ تاريخ دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 11:36 نويسنده yasna |

تيشه وكلنگم را برداشته ام تو فقط بگو كدام كوه.....!!!

دفتر:محسن.ا

+ تاريخ دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 11:15 نويسنده yasna |
آسمان را براي رفتنت ستاره باران كردم تا ديگرهواي ديدن ماه زندگيت را نكني...

+ تاريخ دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 10:42 نويسنده yasna |

من توی دستهایم نشسته ام

پاهایم به زمین نمی رسد

امروز چیزی ندارم که بگویم

تو هم حرفی نداری

می دانم

نداری هم بد دردی ست

مثل پادرد ... کمر درد... سر درد ...

درددل هم که می کنی

چکه چکه

مثل غوره ی تازه ...

آری ، بد دردی ست

و درد می کند

دست چپ ، پنج انگشت

اشاره به قلبم

درد می کند ، نمیدانم کجا !

دستم که مدام برای تو نوشت

قلبم که مدام برای تو تپید

چشمهایم که برای تو بارید

ببین دفترم همیشه بارانی ست

درد می کند ... نمی دانم کجا ...

امّا ؛ درد می کند !

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 11:5 نويسنده yasna |

انسان راه رفتن به کره ی مریخ را یافته ولی هنوز از کوچه پس کوچه های دلش بی خبر است!

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 13:38 نويسنده yasna |

ای همیشه غریب ! امروز به جستجویت در کوچه های

غمگین غروب پرسه میزنم !

و تو را از آفتاب میگیرم ...

از دریا و تمامی مهربانی ها ...

باید به شهرهای گمنام عشق ایمان آورد

و در فصل فصل دفتر تنهایی ،

در نهایت عشق سفر کرد

و عاشق ترین بود ...

امشب در کوچه های دلتنگی غمگین ترین ترانه ها را زمزمه خواهم کرد ...

آری ...

غمگین ترین ترانه ها را !!!

دفتر:م.ب

+ تاريخ دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 12:9 نويسنده yasna |
خفه شووووووووووووووو!

یه بارم که شده دهنتو ببند و به حرفام گوش کن!

واسه یه بارم که شده بزار من حرف بزنم  

بزار بگم که حالم از تو و دنیات به هم می خوره

بزار بگم دیگه طاقت کارای احمقانتو ندارم

سرم پر شده ...پر شده از چرت و پرت هایی که گفتی

می خوام همه چیز تموم بشه

می خوام همه ی اتفاق های افتاده رو فراموش کنم

وجودم شده پر از کینه

پر از لذت انتقام...

حالا که همه چیز تموم شده

حالا که واسه همیشه ساکت شدی

می خوام تن خون آلودت رو توی آغوش بگیرم...برای آخرین بار

امشب آرام تر از همیشه کنارت روی تخت خون آلود می خوابم

حالا می فهمم که انتقام چقدر زیباست....

+ تاريخ یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 13:23 نويسنده yasna |

خستم از یه سری آدما 

ازاین آدما که خوشون هم نمی دونن چی می خوان از زندگی

ازاین آدمای لجباز و مغرور

ازاین کسایی که اینقدر این غرور لعنتی براشون مهمه که حاضرن همه چیزو از دست بدن جز این یکی

حاضرن یه عمر تنها باشن ولی یه بار نگن ببخشید....از اینا که همه چیزو می خوان عوض کنن جز خودشون همه چیزو همه کس باید اون جوری که می خوان باشه

ازاین آدما که سر تا پا ایرادن و میخوان بقیه رو نقد می کنن.هر چی میکشیم از دست این آدماست

آدمایی که گاهی اون قدر دوسشون داریم که نمیتونیم ای حرفارو بهشون بزنیم فقط نگاهشون می کنیم و توی دلمون حرص می خوریم

+ تاريخ شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 13:20 نويسنده yasna |
کاش میشد یکی رو استخدام کد که همیشه کنارت باشه تا وقتی کابوس میبینی بیدارت کنه !

ولی کابوس دیشب یه جوری بود که باعث شد من به خودم افتخار کنم...

 

+ کاش که این روزایی که داره این جوری میگذره ارزش داشته باشه که مهم ترین شخص

حاضر در زندگیتو بذاری یه مدت بره !!!

+دروغ گفتم ذهنم درگیر نمیشه ... من شدیدا درگیرم !

 

+ تاريخ شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 10:46 نويسنده yasna |